![]() |
![]() |
|
|
· میروم خسته و افسرده و زار · سوی منزلگه ویرانی خویش · به خدا می برم از شهر شما · دل شوریده و دیوانه ی خویش · می برم که در آن نقطه ی دور · شستشویش دهم از رنگ گناه · شستشویش دهم از کله ی عشق · زین همه خواهش بیجا و تباه · می برم تا ز تو دورش سازم · ز تو ای جلوه ی امید مهال · می برم زنده بگورش سازم · تا از این پس نکند یاد وصال · ناله می لرزد می رقصد اشک · آه بگذار که بگریزم من · از تو ای چشمه ی جوشان گناه · شاید آن به که بپرهیزم من · بخدا غنچه ی شادی بودم · دست عشق آمد و از شاخم چید · شعله ی آه شدم صد افسوس · که لبم باز بر آن لب نرسید · عاقبت بند سفر پایم بست · میروم خنده به لب خونین دل · میروم از دل من دست بدار · ای امید عبث بی حاصل
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 6 توسط مجید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1389 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| پیوندها |
|
جنون عشق تا تو یه ورق کاغذ کاهی و یه خود کار سیاه وبلاگ عمار |
|
RSS
|